تبليغاتX
شيپور

شيپور

 دیروز در محل کارم ، تاکسی... همینطور که غرق مطالعه ی کتابی از زنده یاد سعیدی سیرجانی بنام « ای کوته آستینان » بودم ناگهان همکاری « بروشوری تبلیغی » بهم داد و گفت  : اینو بچسب ، اونو ولش کن !!...ببین چیست ؟ من هم بر سبیل عادت فکر کردم همین برگه های تبلیغی منکراتی همیشگی هست !! . تا خواستم پاره ، پوره اش کنم ، دور بیندازم ناخودآگاه چشمم به تصویر و جمله های آلمانی ، فارسی آن افتاد و کلمه درشت مکس مراجلب کرد ....بنظرم آشنا آمد . و زود از نظرم گذشت که هنوز یک هفته ای که دو پست از وبلاگهای همشهریمان یعنی خانم مژده غضنفری و آقا عماد دشتی که در مورد آن نوشته بودند نگذشته ، به همین خاطر بروشور تبلیغی را نگاه داشتم و در اینجا گذاشتم تا بدانید ما هم فیلمهای روز را به همین سرعت و همزمان می بینیم . منتها نمایش آن در این جا ( هانوفر آلمان ) با آنجا ( بوشهر ایران) یک فرق عمده وجود دارد . فیلمی که محصول وطن هست و قاعدتاً از فیلترها گذشته و اجازه نمایش دارد در انجا ( بوشهر) از پرده پائین می کشند ....و بعد از یک هفته با وساطت و حتماً ریش سفیدی و مشورت اجازه اش را می گیرند ....تا دوباره اکران شود ، ولی در اینجا ( هانوفر) بعد از یک بار نمایش دادن ، همانطور که در بالای آن ملاحظه می کنید  مجدداً بنا به تقاضای مردم  بر پرده سینما می رود .

maxx dar Hannover

 هنوز مطالبی برای نوشتن دارم ...من که مثل حاجی فیروز ...سالی یه روز میام حتما از زیاد نویسی هام خسته نمی شین ، شاید بعداً دنباله این نوشتم منتها راست یا دروغ یه همشهری خوش تیپ ، خوش مشرب ، و خوش کلام تهدیدکی کرده که اگر تا دو روز دیگه بروز نکنی « هکت » می کنم ، من هم بخاطر اینکه تا بوده و نبوده از این تاکید بر «ت» آخر خاطرات بدی داشتم برای خنثی کردن راس یا دروغش به روز کردم ، حتماً می پرسید اون «ت» ها چه بوده ؟ ....تا بچه بودیم و مدرسه می رفتیم همینکه مشق شب نمی نوشتیم یا فضولی می کردیم معلم می گفت : دستت !! و چقدر چوب که نزدند و نخوردیم ....در دوران جونی و نو جونی هم تا دعوامون می شد ، حریف فوراً می گفت به خدا یکی بزنم تو فکت ....حالا هم که و بلاگر شدیم مدیر عامل کل اندر بندر  کامنتی تهدید آمیز می گذارد که تا دو روز مهلت ، و گر نه بزودی  هکت می کنم . 

+ LINK لینک   ... نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 2:22  توسط محمد  |