تبليغاتX
شيپور

شيپور

وقتی سه فیلم از فیلمهای داریوش مهرجوئی را از نظر می گذارنم می بینم  هر سه فیلم چقدر  وجه اشتراک  دارند !!

۱/ کشش و تفاهم عاشقانه در آغاز و پیوند . تشکیل خانواده . معضلات اجتماعی .....و در راستای هر سه فیلم....

۲/ غلطیدن مرد به یکی از این معضلات ، تلاش زن در جهت نجات مرد . و در پایان عدم توفیق و جدایی ....و باز در همه ی آنها

۳/ نگاه بدبینانه  مرد به زن همراه با تهمت و افترا .....  تلاش زن در خنثی کردن این سوءظن و برنتابیدن از آن تهمت های ناروا  .....و در نهایت و  پایان.....

۴/ نشانه هایی از برگشت زن به آرمانها و ایده آلهای اولیه خود .....مثل رفاه ...و آرامش .... آسایش و...زندگی بدون دغدغه و جنجال...

اگر چه موضوع ها مختلف می باشند ....ولی همه ی آنها از یک الگو و نمونه ی  اجتماعی تبعیت می کنند . ان سه فیلم عبارتند از سارا ،   هامون و  سنتوری .

 من منتقد فیلم نیستم و اصولاً برای به نقد کشیدن باید یکی دوبار فیلمها را در آرامش کامل دید ....اما با این توصیف و با  گذشت زمان زیادی از دیدن آن  فیلمها  حال که  مژده خانم   دوست دارد تا نظرم را راجع به  سنتوری بداند ، چکیده ای می نویسم .

یادم رفت بنویسم  که یکی از کارهای زیبا و روانشناسانه مهرجویی در این سه فیلم گنجاندن چند قطعه ی ریتمیک و شاد آهنگ موسقی ست که بهانه ای برای آب کردن یخ منجمد خشک اندیشی و سنت گرایی و لحظاتی چند باعث وجد و سرور تماشاگران می گردد . در فیلمهای دیگر او مثل اجاره نشینها نیز  از این شیوه بهره برده است . و ....اما سنتوری

 می توان این فیلم را در همین چند جمله (هانیه) که تلویحاً گفت : معتاد شدن علی  بخاطر سفت و سختگیریهای دولتی و عدم اجازه کنسرتهایش ....بوده ،  خلاصه کرد .

 شاخ و برگهای دیگر  به نحوی  باز می گردد به اینکه اصولاً ساز و ساز زدن( آلات موسقی ) ریشه فرهنگی و مذهبی داشته  و از قدیم  در خانواده ها مطرود و محکوم بوده و هست . 

پرداختن به نکات ریز و درشت بسیاری دیگر  وجود دارد  که بنا به دید و نظر اشخاص برداشتهای مختلفی می توان نمود نظرهایی که زیاد آدم نمی تواند به نیت صد در صد کارگردان آن ایمان داشته باشد ، برای مثال : آنجایی که علی با خشم و غضب به پدر می گوید : حالا دیگه اصلاح کنی ؟ آن زمانهایی که نباید فشار می آوردید ، سخت می گرفتید ....اصلاح نکردید .....شاید به نحوی خواسته است بگوید : وقتی آب از سر گذشت  دیگر حرف از اصلاح و اصلاح طلبی زدن بی معنی ست ..... آب در هاونگ کوبیدن است .....و به طبل تو خالی زدن !!

با فضای ایجاد شده در فیلم ، بهانه ای می شود تا دوربین به بیغوله ها و کارتن خوابها و محل معتادهای شهر کشیده شود و از دریچه دوربین بخشی از اجتماع نا پیدا و تو سری خورده نیز به معرض نمایش و تماشای جهانی قرار گیرد .

فقر و حقارتی در دو قدمی خانه های سر به فلک کشیده و مجلل ، تمثیل زیبایی از تضاد طبقاتی ست که به زیبایی به تصویر کشیده شده است .

فیلم  سنتوری فیلم تاثیر گذار و موفقی ست .

 .........................................................................

 پی نوشت ۱ : نمایش فیلم سنتوری در دبی

 

+ LINK لینک   ... نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 21:22  توسط محمد  |