تبليغاتX
شيپور

شيپور

مانا ، مصداق واقعی شعر پدر بود . او مثل پروانه ای عاشق تا آخرین دقایق خاموش نشدن شمع عاشقانه بدور آن پرپر زد . جا دارد برای اینهمه ایثارش شعر آن شمع خاموش شده را در وصف دختر شاعره اش ، اینجا بگذارم .

غزل ۱۰

هر لحظه ای از عمرم ، در یاد منی "مانا "

تو من شده ای ، من تو ، همزاد منی مانا

در زندگی تارم ، چون روزنه ی امید

در بغض گلوگیرم ، فریاد منی ، مانا

در مزرعه ی فکرم ، چون حاصل گندمها ،

در باغ خیالاتم ، شمشاد منی مانا

بر کوه دلم کندی صد خاطره ی نیکو

من کوه " بغستان " م ، فرهاد منی مانا

دل در قفس سینه ، پر میزند از شوقت

دل صید تو شد آری ، صًیاد منی مانا

چون سایه بدنبالم ، می افتی و می آیی

چون بخت همایونم ، همزاد منی مانا

دیگر نخرم دنیا ، بی تو به پشیزی ، چون  ــ

تو جنت سر سبز و آباد منی مانا .

 

 

 

+ LINK لینک   ... نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 19:57  توسط محمد  |