این نوشته ، قسمت بریده شده ای از روزنامه (نیمروز) چاپ لندن است . این را مخصوصاً انتخاب کرده ام . آن را خوب بخوانید تا دلیل چنین انتخابی را در زیر همین نوشته پی گیری کنم .

خب حالا که خوب آن را خواندید ، متوجه شدید که در زیر یکی از ادعاهای گزارش گر خط قرمز کشیده ام .
آیا جسد زنده یاد منوچهر آتشی به همین خاطر به بوشهر آورده شد؟! ....ببینید در جایی که دنیا بواسطه وسائل ارتباط جمعی و مخصوصا گسترش اینترنت به یک دهکده جهانی تبدیل شده و همه با هم مرتبط و از خبرهای روز با اطلاع می شوند ، باز هم واقعیتها بنا به گرایش افراد ، ناشیانه و بدون تحقیق به همین سادگی، خلاف واقع منعکس می گردد . خوب هست که به برکت وبلاگهای متعدد همگی ما در جریان این خبرقرار گرفتیم و گر نه معلوم نبود که قسم آقای گزارش گر قبول نکنیم .....این خبر ۱۸۰ درجه بر عکس واقعیت است . در حالی که محل و قبر زنده یاد آماده شده و اجازه دفن داشت ، این مردم بوشهر بودند که جهت انتقال جسد راهی تهران شدند و در نهایت بعد از جلب رضایت خانواده محترم آقای آتشی ، آنرا به بوشهر آوردند . کافی ست به آرشیو وبلاگهای بوشهری با یک کلیک ! مراجعه شود تا درستی این ادعا ثابت گردد .
موضوع سخنرانی جنجال برانگیز (احمد شاملو) در باره فردوسی و قلب واقعیتهای تاریخی بعد از خواندن این مطلب بود که : بیش از پیش برایم ملموس و قابل تعمق تر گردید .

پی نوشت : این عکس در سال ۲۱/۴/۱۳۵۳ گرفته شده . تیم فوتبال محلی ما (جم بنمانع) است که برای یک مسابقه با تیم کوی امام زاده راهی آنجا شده ایم . نفرات ایستاده ما هستیم . این عکس تا اندازه ای میتواند با پست نوشته شده نیز بی ارتباط نباشد . زیرا امروز آن گنبدی که پشت سر ما نمایان هست (آرامگاه خالو حسین) محل دفن و آرامگاه زنده یاد منوچهر آتشی ست . ششمین نفر از سمت راست من هستم . و چهارمبن نفر از سمت راست ، آنکه پشت سر همه ایستاده پدر هم وبلاگر دوستمان (نازنین . شبهای بی تپش ) می باشد . و این هم با پست فعلی نازنین که در رابطه با تقدیر از پدرش مطالبی نوشته بی مناسبت نیست . ![]()
