تبليغاتX
شيپور

شيپور

 

 

 شاید اداره مخابرات هم دانسته که برای زندگی مجازی ، باید مراسم تولد مجازی گرفت !!.....بازم خدا پدر اینها را بیامرزد که با یک حوری خوشگل !! و کیکی قدم رنجه !! می کنند و تولدی  را تبریک می گویند .  کاچی بعض هیچی...

 

 

+ LINK لینک   ... نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 1:59  توسط محمد  | 

دلم به درد می آید . فقر و درد و رنج همیشه درد آور است . انگیزه ی همه انقلابها و انقلابیون در  گره کور همین پدیده ی شوم نابرابری نهفته است .

به راستی آنچه باعث کوخ و کاخ نشینی می شود در چیست ؟

یکی از معضلات چنین نمودهایی نوعی عادات عامیانه می شود که ارام آرام جز‌ء سنت ، مرام و فرهنگ مردم می گردد .

معیار داشتن ثروت زیاد و «چشم و هم چشمی» اخلاقی رایج می شود . همه ی انقلابها و رفرم های متداول در دنیا ، انگیزه و اساس همه ی  بد اخلاقی ها را در گرو زیر بنا میدانند یعنی « اقتصاد» ......و در این راستا شاید شما هم زیاد شنیده باشید که هر کس معاش ندارد ، معاد ندارد .

اما آنچه مایه تعجب است شاهد نوعی رشد روز افزون فرهنگی نامعقول در کشوری هستیم که بر خلاف همه ی انقلابها ی دیگر زیر بنا را  در « اخلاق» میدانند !

نمی خواهم در مورد موضوع های کلانی مثل ازدیاد مواد مخدر ، فحشاء ، کلاه برداری ، قتل ، دزدی و فقر بنویسم ......بلکه میخواهم در مورد یکی از شیوه های متداولی که در مراسم عروسی ها جا افتاده و ما در اینجا (خارج از کشور) با رسیدن هر فیلمی از مراسم عروسی عزیزانمان شاهدش هستیم بنویسم .

این شیوه در سراسر ایران عزیز از یک الگو پیروی می کند :  مراسم اعلام «هدایا» در «بلند گو» و میزان آن با ذکر اسامی هدیه دهنده ،  یعنی فرهنگ «چشم و هم چشمی ! » 

چه بسا کسانی به علت نداشتن کادویی مناسب از رفتن به چنین مجالسی منصرف شوند . چه بسا به علت از عهده بر نیامدن کادویی مطابق با  دخل و خرج  ، بین زن و مرد دعوت شونده اختلاف و مشاجره ای پیش آید .....آخر کادوی آنها هم هنگام اعلام در «بلندگو» باید جوابگوی رضایت عموم باشد و ابرویشان را حفظ کند ! .

فیلمی که به تازگی دیدم جالب است ، خیلی ها کمک مالی کرده اند ، اما خانم مجری اعلام کننده مقدار پولهایی را که تا سقف پنجا هزارتومان هست با تأکید اعلام می کند .....ولی نا گفته پیداست اسامی آنهایی را که تندتند ، بدون ذکر مقدار پول می گوید از ۵۰ هزار تومان کمتر است !

چند سال پیش خانم دوست شمالیم که اهل بندر انزلی است ، بعد از هفت سال موفق شد که به دیدار همسرش بیاید . فیلمی از مراسم با شکوه عروسی پسرشان نیز همراه آورده بود . شوهرش خیلی ها را در مراسم نمی شناخت و خانمش معرفی می کرد . هنگام اعلام کردن هدایا در «بلندگو» ....خانمی که جدا از همه نشان داده می شد و تا اندازه ای غمگین بنظر می رسید ، گویا خاله شاه داماد بود . خانم دوستم گفت : او بخاطر فقر و نداشتن کادویی مناسب ، نمی خواست که بیاید ، ما از خودمان یک دست بند طلا خریدیم ، کادو پیچیدیم و بهش دادیم .....که حالا مجری دارد اعلام می کند .

هنگام اعلام کردن کادوی او و دست زدن حضار ....با توصیفهایی که خانم دوستم می کرد دلم بدرد آمد . ای کاش روزی فرهنگ «چشم و هم چشمی» از بین برود .

 

 

+ LINK لینک   ... نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 14:35  توسط محمد  |