جواب رد طبیبان چو خانه گیرم کرد .
میان رفتن و ماندن دو دل اسیرم کرد .
شکایت از تو کنم پیش هر کسی ؟ هیهات
جواب هر که بپرسند ، زمانه پیرم کرد .
قویدلانه نشستم به مرگ هر عیشی .
شکست تلخ رفیقان چنین دلیرم کرد .
همیشه بر دل دشمن نشسته ام چون تیر ،
خیال مدعی اکنون ، کمان تیرم کرد .
برای من شده عادت که با غمم سازم .
چو سالیان درازست غم اجیرم کرد .
به دست زشت عداوت اگر چه اخراجم ،
به نامرادی دشمن فلک دبیرم کرد .
به پاسداری مرز عقیده ، چون آرش ،
بنازم این سر شوریده را که تیرم کرد .
شغال سفره ی نو دولتان شدن ننگ است .
رهین طبع بلند خودم که شیرم کرد .
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
برای اولین پست وبلاگ جدیدم غزلی را از دفتر شعر زنده یاد «شیرزاد محمد آقایی» انتخاب کردم .
